پایگاه جامع اطلاع رسانی مسجد امام رضا علیه السلام بوشهر - خورموج -اخبار ، سیاسی ، مذهبی ، فرهنگی ، دانلود صوت ، تصویر ، دانلود فیلم ، دانلود کل | پایگاه جامع اطلاع رسانی مسجد امام رضا علیه السلام بوشهر - خورموج -اخبار ، سیاسی ، مذهبی ، فرهنگی ، دانلود صوت ، تصویر ، دانلود فیلم ، دانلود کل |
دعای سلامتی امام عصر (عج) بسم الله الرحمن الرحیم"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
حدیث امروز (شماره )


آرشیو حدیث


تاریخ و اعمال ماه های قمری

ماه ربیع الاول به روایت تاریخ

اعمال ماه ربیع الاول
 

جهان بینی الهی

علوم‌ الهی‌ و ماورأ الطبیعه‌ به‌ خاطر اهمیت‌ موضوع‌ از برترین‌ و پربهاترین‌ دانش‌ها به‌ شمار می‌آید، و نیز از نظر نتیجه‌ که‌ عالی‌ترین‌ اثر را در زندگی‌ می‌گذارد، مهمترین‌ علم‌ است‌. ولی‌ نکته‌ای‌ که‌ یاد آن‌ ضروری‌ است‌ گزینش‌ و بررسی‌ مباحث‌ بنیادی‌ و اساسی‌ در زمینه‌ این‌ علوم‌ است‌ که‌ دهها و صدها مسأله‌ را برای‌ بررسی‌ در بر می‌گیرد.
البته‌، اصل‌ «الاهم‌ فالاهم‌» ایجاب‌ می‌کند نخست‌ از مسائل‌ زیربنایی‌ و بینش‌زا سخن‌ به‌ میان‌ آید که‌ غفلت‌ از آنها اساس‌ تفکر الهی‌ را دگرگون‌ و اثر توحید را خنثی‌ سازد. یکی‌ از مهمترین‌ مسائل‌ در حکمت‌ خداشناسی‌، بینش‌ همه‌جانبه‌ و زیرساز است‌ که‌ از آن‌ به‌ «جهان‌بینی‌ الهی‌» تعبیر می‌شود.

بررسی‌ و مطالعه‌ علوم‌ الهی‌ را می‌باید از اینجا آغازید، که‌ مدخل‌ صحیح‌ حرکت‌ در وادی‌ معرفت‌ و هدایت‌ و نمایانگر راه‌ مستقیم‌ است‌.متد پژوهش‌ و تحقیق‌ در همه‌ علوم‌، راز موفقیت‌ است‌، بدان‌ معنی‌ که‌ اگر نقطه‌ آغاز، ما را به‌ مسیری‌ هموار و مستقیم‌ هدایت‌ کند که‌ مقصدی‌ روشن‌ در پی‌ آن‌ باشد، تلاش‌های‌ ما به‌ هدر نخواهد رفت‌ و سرانجام‌ گامی‌ در طریق‌ شناخت‌ برداشته‌ایم‌ و گرنه‌، چون‌ تخته‌پاره‌ای‌ در اسارت‌ توفان‌ افکار متضاد و حیرت‌زا محو می‌شویم‌، و حاصل‌ عمرمان‌ بر باد خواهد بود.
جهان‌بینی‌ یعنی‌ دید و شناخت‌ کلی‌ و زیربنایی‌ از جهان‌، که‌ گل‌ سرسبدش‌ انسان‌ است‌ و دیگر «مبدأ جهان‌» که‌ کیست‌ و چیست‌؟ و سه‌ دیگر «پایان‌ جهان‌»، که‌ بازگشت‌ به‌ قدرت‌ برتر است‌ و پیوند انجام‌ به‌ آغاز و یا غیر اینها.
جهان‌بینی‌ ما انعکاسی‌ از جهان‌ در احساس‌ و بینش‌ ماست‌. جهان‌بینی‌ الهامبخش‌ رفتار فردی‌ و اجتماعی‌ و سازنده‌ افکار و آرزوهای‌ ما است‌، بنابراین‌ دو جهان‌بینی‌ مختلف‌، بی‌شک‌ زاینده‌ دو طرز تفکر و عمل‌ گوناگون‌ است‌ و ائتلاف‌ و سازش‌ رهروان‌ آن‌ دو، غیر ممکن‌ است‌، چنان‌که‌ توافق‌ و همکاری‌ آنها بنا به‌ مصلحت‌ روزگار، بنیادی‌ سست‌ و کم‌ دوام‌ خواهد داشت‌ و دیری‌نپاید که‌ از هم‌ گسسته‌ خواهد شد. روش‌ها و برنامه‌ها از جهان‌بینی‌ افراد نشأت‌ می‌گیرد، نظامات‌ مالی‌ و اقتصادی‌ و نهادهای‌ اخلاقی‌ همه‌ منوط‌ به‌ جهان‌بینی‌ افراد و ملت‌ها است‌، قبل‌ از پذیرفتن‌ و اعتماد به‌ جهان‌بینی‌ صحیح‌، سوال‌ها و ابهام‌ها حل‌شدنی‌ نیست‌ و برای‌ پذیرش‌ پاسخ‌ها زمینه‌ مناسبی‌ وجود نخواهد داشت‌.
جهان‌بینی‌ الهی‌
جهان‌بینی‌ الهی‌ در برابر جهان‌بینی‌ مادی‌ است‌. در جهان‌بینی‌ الهی‌، خدا مرکز و فرمانده‌ همه‌ تلاش‌ها و الهام‌بخش‌ ایده‌هاست‌، جان‌ همه‌ کوشش‌ها و تحرک‌ها برای‌ خداست‌. در این‌ جهان‌بینی‌، جهان‌ دارای‌ هدفی‌ مشخص‌ و حساب‌شده‌ است‌ و انسان‌ موجودی‌ برگزیده‌ و والاست‌ که‌ باید راه‌ تکامل‌ را طی‌ کند و با دست‌یابی‌ به‌ ارزش‌های‌ متعالی‌، مقام‌ خلاقه‌ الهی‌ را به‌ منصه‌ ظهور رساند.
اما جهان‌بینی‌ مادی‌، جهان‌ را گردونه‌ای‌ بی‌هدف‌ و گورساز و انسان‌ را موجودی‌ بیهوده‌ و پوچ‌ و معلول‌ کامجویی‌ دو کامجو و مرگ‌ را پایان‌ این‌ غمنامه‌ می‌پندارد. «شوپنهاور» سردسته‌ بدبینان‌ جهان‌، فیلسوف‌ معروف‌ آلمانی‌ می‌گوید: «زندگی‌ سراسر بدبختی‌ است‌ و عاشق‌ و معشوق‌ می‌خواهند این‌ بدبختی‌ را با ادامه‌ نسل‌ ادامه‌ دهند.
آثار جهان‌بینی‌ الهی‌
جهان‌بینی‌ الهی‌، ریشه‌ و اساس‌ تمامی‌ تفکرات‌ یک‌ خداپرست‌ راستین‌ است‌. به‌ طوری‌ که‌ کلیه‌ اعمال‌ و برنامه‌های‌ او را تنظیم‌ می‌کند و اخلاق‌ ویژه‌ انسانی‌ را در او مستقر می‌سازد. در واقع‌ اعتقاد به‌ خدا و دین‌، به‌ انسان‌ نوری‌ می‌دهد که‌ به‌ وسیله‌ آن‌ می‌تواند کژی‌ها را بازشناسد و راه‌ زندگی‌ را بیابد.

جهان‌بینی‌ الهی‌ آثاری‌ دارد که‌ قسمتی‌ از آنها عبارت‌ است‌ از:
1- توجه‌ به‌ عظمت‌ خدا.
2- همه‌ کارها در قبضه‌ قدرت‌ اوست‌ و کسی‌ را توان‌ گریز از نظام‌ احسن‌ او نیست‌.
3- توجه‌ به‌ عظمت‌ خدا و بیکرانگی‌ ابدیت‌، انسان‌ را از حسادت‌ باز می‌دارد زیرا منشأ حسادت‌ حقارت‌ روح‌ و تنگ‌نظری‌ است‌.
4- توجه‌ به‌ عظمت‌ خدا، دیگر عظمت‌ها را می‌شکند و مومن‌ به‌ الله‌ در برابر هیچ‌ عظمتی‌ خضوع‌ نمی‌کند و خود را نمی‌فروشد.
قانون‌ تعالی‌ روانی‌
یکی‌ از بهترین‌ راههای‌ تربیت‌ و هدایت‌، آشناکردن‌ مردم‌ با والایی‌ها و عظمت‌های‌ راستین‌ و نشان‌ دادن‌ افق‌های‌ بلند است‌ که‌ پرده‌ محدودیت‌های‌ فکری‌ را می‌درد و انسان‌های‌ بی‌خبر و محبوس‌ را از دهکده‌ اوهام‌ و الفبای‌ زندگی‌ می‌رهاند، تا آنچه‌ را که‌ دیدنی‌ و شنیدنی‌ است‌، ببینند و بشنونند و آنگاه‌ جهش‌ و تحرکی‌ در جهت‌ رهایی‌ از دایره‌ بسته‌ زندگی‌ حیوانی‌ بیابند و معنای‌ هستی‌ و حیات‌ را دریابند.
هرقدر دیدگاهها وسیع‌تر و چشم‌اندازها دوررس‌تر باشد، به‌ همان‌ درجه‌، زمینه‌ تکامل‌ و تربیت‌ بهتر و عالی‌تر خواهد بود زیرا روح‌ آدمی‌ که‌ از عالم‌ بالا و بی‌نهایت‌ است‌ ولی‌ در قفس‌ تن‌ زندانی‌ شده‌، همواره‌ میل‌ طیران‌ به‌ خانه‌ اصلی‌ خویش‌ دارد و می‌کوشد این‌ تن‌ خاکی‌ را به‌ همراه‌ خویش‌ تا بدان‌ جایگاه‌ بلند بکشاند و معنی‌ زندگی‌ را بدو بنماید.
اگر بنیاد فرهنگ‌ ملتی‌ بر اساس‌ این‌ عظمت‌ها پی‌ریزی‌ شود و نسل‌ها همچنان‌ با این‌ افق‌ روشن‌ آشنا باشند، هرگز به‌ پستی‌ و پلیدی‌ تن‌ ندهند و در هر مقام‌ و موقعیتی‌ که‌ باشند، همواره‌ در کوشش‌ و جهاد خواهند بود تا به‌ پیروزی‌های‌ بیشتر و آرمان‌های‌ بلند خویش‌ نائل‌ آیند و این‌ زیربنا، دژ محکمی‌ در برابر همه‌ چهره‌ها و رنگ‌های‌ استعمار خواهد بود زیرا استعمار در آغاز افسون‌ها و طلسم‌های‌ خود، عظمت‌های‌ راستین‌ را می‌گیرد و دیدگاههای‌ بلند انسانی‌ را کور می‌کند و همه‌ روزنه‌ها، جز روزن‌ تنگ‌ و عفن‌ شهوت‌پرستی‌ و بی‌بند و باری‌ را می‌بندد و آنگاه‌ نوبت‌ غارت‌ منابع‌ مادی‌ و طبیعی‌ می‌رسد، تا ملل‌ استعمارزده‌ با دست‌ خود منابع‌ حیات‌ و خون‌ خود را به‌ آنها تقدیم‌ کنند و سند سروری‌ آنها را با دست‌های‌ لرزان‌ و از رمق‌ رفته‌ امضا کنند. تا بدین‌جا می‌رسیم‌ که‌ اگر فرهنگ‌ ملتی‌ از باده‌ و شراب‌ و چین‌ و شکن‌ زلف‌ یار تجاوز نکرد و عالی‌ترین‌ فکر و ایده‌، بهتر و راحت‌تر خوردن‌ و جستن‌ شد، پیش‌ از آنکه‌ دولت‌ها او را بفروشند، خود او همه‌ مظاهر انسانی‌ و ارزشمند خویش‌ را نابود کرده‌ و تنها همانند پوسته‌ای‌ درون‌تهی‌ باقی‌ مانده‌ است‌ و تا چنین‌ نباشد، کالای‌ باب‌ طبع‌ استعمار نخواهد بود.
از کتاب‌ خدا الهام‌ بگیریم‌ و این‌ راز را از آیات‌ نورانی‌ و پرتپش‌ قرآنی‌ بیاموزیم‌ که‌ درباره‌ حضرت‌ ابراهیم‌ و راز عظمت‌ و بزرگواریش‌ فرموده‌:
و کذلک‌ نری‌ ابراهیم‌ ملکوت‌ السموات‌ و الارض‌ و لیکون‌ من‌ الموقنین‌ (انعام‌، آیه‌ 75).
«ما حقیقت‌ بلند آسمان‌ها و زمین‌ را این‌چنین‌ به‌ ابراهیم‌ نمایاندیم‌ بدین‌ منظور که‌ از یقین‌آورندگان‌ باشد. یعنی‌ راه‌ یقین‌ و رسیدن‌ به‌ درجات‌ عالی‌ ایمان‌ از طریق‌ دیدن‌ آن‌ دیدگاههای‌ وسیع‌ و عالی‌ بوده‌ است‌.
به‌ دیگر سخن‌ ما پرده‌های‌ محدودیت‌ را از جلوی‌ دید و دیده‌ ابراهیم‌ برداشتیم‌ و حجاب‌هایی‌ را که‌ زنجیر و بند آدمی‌ است‌ دریدیم‌ تا در پرتو این‌ «دیدن‌» به‌ اوج‌ بلندترین‌ مقام‌ انسانی‌ برسد.
... انت‌ الا فلا امد لک‌... بیدک‌ ناصیه‌ کل‌ دابه‌ و الیک‌ مصیر کل‌ نسمه‌ سبحانک‌ ما اعظم‌ ما نری‌ من‌ خلقک‌ و ما اصغر عظمه‌ فی‌ جنب‌ قدرتک‌ و ما اهول‌ مانری‌ من‌ ملکوتک‌ ما احقر ذلک‌ فیما غاب‌ عنا من‌ سلطانک‌ و ما اسبع‌ نعمک‌ فی‌ الدنیا و ما اصغرها فی‌ نعم‌ الاخره‌...
خدایا! تو بر دفتر هستی‌ پایانی‌ و خود، بی‌پایان‌، ابدیت‌ و بی‌انتهایی‌ ویژه‌ توست‌، پایان‌ همه‌ راههایی‌ و به‌ هرجا که‌ روی‌ آریم‌ سرانجام‌ باید به‌ سوی‌ تو بازگردیم‌ و دیگر راهی‌ نیست‌.
تو بازگشتگاه‌ مردمی‌ و همه‌ با تو در رستخیز وعده‌ ملاقات‌ دارند. پس‌ گریزگاهی‌ نیست‌ و اگر باشد از تو، و آن‌ هم‌ به‌ سوی‌ توست‌. اختیار هر جنبنده‌ای‌ به‌ دست‌ تو، و

استقلال واژگان اسلامی در پرتو جهان بینی الهی
دین اسلام که توسط خداوند از طریق پیامبر خاتم جهت هدایت و رستگاری بشر تنظیم و ارسال شده است به دلایل عقلی و نقلی چیزی جهت تامین سعادت دنیا و آخرت بشریت کسر ندارد و هر چقدر انسانها با این باور به تکالیف دینی و الهی خود بهتر عمل کنند خواهند توانست به نحو بهینه از حقوق خود بهره برداری نمایند.
اما با وجود این ظرفیت و محتوای عظیم الهی مه در مکتب اسلام موجود است در سوی دیگر عرصه جهانی مکاتب بشری وجود دارند که برخواسته و تشکیل شده از عقل انسان خودبنیاد و بی قید از وحی و دین الهی است که به اخذ تصمیم و ارائه نوید قصد هدایت انسانها به سوی کمال و رستگاری را دارند.


حال باید انسانها در مسیر کمال و پرورش خود یکی از دو راه و یا اعتقاد موجود(الهی-بشری)را با اختیار خود برگزینند و در این خصوص باید توجیه باشند که اجتماع و انتخاب اشتراکات این دیدگاهها محال است زیرا نوع نگاه و مظر این مکاتب به عالم هستی-خدا-وحی-انسان-باورها و هر پدیده دیگر به کل متفاوت است و یا به عبارت کلی تر نوع جهان بینی و مواضع ایدئولوژی دو مکتب دینی و بشری با یکدیگر متمایز هستند و به وضوح سمت و سوی حرکت انسان را به مقصد متاوت تر سوق می دهند.
اما با وجود این مسئله مهم و سرنوشت ساز به طور مکرر از سوی روشنفکران –مبلغان فرهنگی و دینی اسلام یا رجال سیاسی و قانونگذار دیده و شنیده شده است که از تعابیری که جز ارکان مکاتب بشری(عقل خودبنیاد و بی قید از وحی و دین الهی)است جهت ارائه منظور-جلب حمایتهای مردمی-نصایح و پندهای اخلاقی...خود استفاده می کنند.
که این روش کژ و خطر آفرین به دو صورت از طریق دو گزینه زیر بروز و نمایان می گردد
.-اجزا منفرد مکاتب بشری
غرض از استفاده از این عنوان این است که بعضی از انسانها ی مسلمان به ویژه قشر خواص جامعه و تاثیر گذار با اعتقاد یا ادعای مسلمانی سهوا یا عمدا از تعابیر و اصطلاحاتی استفاده می نمایند که هیچ نسبت و تعلقی به جامعه اسلامی و انسانهای مسلمان ندارد بلکهبه صراحت ریشه در مکاتب بشری غرب دارد از جمله استفاده از واژگانی همچون حکومت دموکراسی-اقتصاد آزاد یا لیبرالی-تکثر گرایی اعتقادی و سیاسی-نسبیت گرایی در شریعت-عمل گرایی(پراگماتیسم)-مردم سالاری و... که همگی دارای فلسفه و منطق مخصوص به خود هستند و از جریانات تاریخی خاص که مربوط به دوره های گوناگون مغرب زمین است منشعب گرفته شده اند و یا به نوعی عکس العمل و راهکاری برآمده از عقل زمامداران یا دانشمندان در برابر کمبودها یا خطرات بوده استکه هیچ همراهی اصولی با دین در حوزه تصمیم گیری نداشته اند و حتی در حل مشکلات و بحرانهای پیش روی حود به اجتهاد دینی هم نپرداخته اند.
جهت اثبات این ادعا همی دلیل را کافی است که بعد از قرون وسطا و آغاز رنسانس غربی ها فقط به طور گزینشی و افراطی از دستاوردهای علمی مسلمان استفاده نمودند ولی اندک توجهی به مقام والای دین اسلام ننمودند و به جای حل مسائل خود به طور منطقی و اساسی صورت مسلئه گرایشات دینی در شئون گوناگون را حذف نمودند و رویه عرفی گری جایگزین شد.اما خطر و آسیب تجلی اصول مکاتب از زمانی بروز می نماید که این تعابیر به دلیل مکررات در جریان رشد و تربیت انسانها بروز نماید و در جامعه نهادینه گردد.آنگاه نوع تفکر و به مرور جهان بینی انسنها تغییر می کند و فقط انسانها در جامعه اسلامی ظواهر شرعی زا به یدک می کشند اما از لحاظ بینشی و محتوا و اعتقاد به نوع دیگر می گردند.به عبارت دیگر با نفوذ این جریان استحاله فکری ظاهر و باطن انسانهای مسلمان با هم متناقض می شوند و جامعه در نفاق شخصیتی به سر خواهد برد و به همین واسطه جامعه در مسیر متعالی خود به انحراف کشیده خواهد شد.


-ترکیب اجزای مکاتب بشری-الهی
منظور از این مورد استفاده برخی از افراد از ارکان و اصول مکاتب بشری همراه با پیشوند اسلامی است که این افراد به دلیل خصلت محافظه کاری و تفکر التقاطی خود در این خیال سیر می کنند که شاید با اضافه نمودن کلمه اسلامی به همراه اصول قید شده مکاتب بشری این واژگان و مفاهیم تطهیر و اسلامی شود و بدون هیچ ایرادی در نهایت به ارائه آن در فضای فرهنگی و علمی کشور رسوخ پیدا کند تا بتوانند ذائقه فکری مسلمانان را به مرور درجهت امیال نفسانی خود تغییر دهند که این خود می تواند از مصادیق فرایند پروژه عوام فریبی قلمداد نمود.این جریان که پیوندی بی ثمر از اصول مکاتب بشری و پیشوند کلمه اسلامی را در بر می گیرد بیشتر از افرادی صادر می گردد که سعی دارند جایگاه و مسند خود را در جامعه اسلامی حفظ کنند و در عین حال مرام و خلق و خوی متجدد بودن هم از دست ندهند.این گونه افراد نه اسلام را شناخته اند و نه اصول و حوزه های تفکری مکاتب بشری غرب را –زیرا این تصمیم و ترکیب نامیمون را بدون محاسبات منطقی توین نموده اند.
مگر می توان از یک سو اعتقاد داشته داشته باشیم که خدا محور عالم است و از سوی دیگر موجود دیگر به نام انسان را محور قرار داد؟مگر می توان پایبند به اصول و خط قرمزهای اعتقای بود ولی از سوی دیگر معتقد به نسبی گرایی و مباح بودن هر چیز شد؟مگر امکان دارد از سویی دین را در تمام حوزه های زندگی تسری و دخالت داد ولی در همان زمان تفکر عرفی کردن امور (سکولاریسم)داشت؟مگر از تناقضات این نیست که از طرفی به خاتمیت و جامعیت دین اسلام معتقد بود و از سوی دیگر دست به ترویج و تشویق وتکثرگرایی دینی زد؟...
آیا با همگی این تناقضات اساسی دوباره می توان ادعای دلایلی برای پیوند اصول مکاتب بشری و اسلامی آورد؟اگر این گونه نیست اصلاحات و مفاهیمی همچون دموکراسی اسلامی-اومانیسم اسلامی-پروتستانتیسم اسلامی-مرکانتلیسم اسلامی-پوزوتویسم اسلامی...در فضای مطبوعاتی-فرهنگی و علمی ما چه مفهومی و جایگاهی دارد؟
در جمع بندی پایانی باید به چند موضوع اشاره نمایم تا شاید جهت رهایی و پیشگیری از این آسیب داخلی راهگشا باشد
1-باید اعتقاد و اطمینان داشت که تمام مایجتاج مادی و معنوی-دنیوی و آخروی بشری در شریعت اسلام نهفته است و باید با عظم جدی به آن عمل کنیم تا با استفاده بهینه از هزینه فرصت زندگی رضایت خدواند را که بالاترین قرب الهی است تامین شود و ضمانت الهی جهت کمال و رستگاری محقق گردد.
لذا لزومی ندارد مسلمانان و هر انسان آزاده ای در خصوص چارچوب موارد متعدد همچون نوع حکومت و بر پایی جامعه-جایگاه انسان-نقش مردم در تشکیل حکومت-جایگاه و رابطه عقل و علم با دین-تئوری و نظریات اقتصادی-مدیریتی-سیاسی و...به مکاتب بشری متوسل شوند بلکه همگی این موارد از طرف خداوند در مکتب اسلام گنجانده شده و فقط لازم است به اجتهاد و جهاد فکری بپردازیم و به دستورات مربوطه پایبند باشیم.
2-باید توجه نمود که واردات و بومی نمودن چارچوب تفکری و اعتقادی که از عقل انسان خود بنیاد و به دور از دین به وجود آمده نوع بخصوص از جهان بینی و طرز تفکر را تولید می کند پس این جریان فکری دین گریز و دین زدا به غیر از مسائل توصیه شده از طرف احادیث اسلامی برای کسب علم در اقسا نقاط جهان است و در همین راستا باید باید توجه نمود که این تهاجم تفکری بی اصالت هیچ فایده و اهمیت برای تحقق آرمانها و اهداف متعالی جامعه اسلامی و انسانهای مسلمان نخواهد داشت.
3-ضروری است مسلمان جهت در امان بودن از خود بیگانگی فرهنگی و اعتقادی و کسب استقلال فکری که عمده آن توسط تبلیغات و رسانه ها و مطبوعاتی که حامی مکاتب بشری- تلقین و القا می گردد خود را در مسیر تولید علم و جنبش نرم افزاری که همراه با تقوای الهی است قرار دهند.(از توصیه های مقام رهبری آیت الله خامنه ای)
4-لازم و ضروری است که دستگاه های فرهنگی-ادبی و مجامع علمی ایران از ترجمه لغوی ارکان و واژگان که تشکیل دهنده مکاتب بشری است پرهیز کنند که این خود نوعی ترویج برادشتهای نادرست از نظام هستی و انسان است و به جای آن باید به تشریح بیان توضیحی این ارکان بپردازند.زیرا لغاتی که جز ارکان مکاتب بشری است دارای ریشه –چارچوب-زیربنا- اعتقاد و حتی جریان تاریخی است که رمز ایجاد و ظهورش بوده است.
به عنوان مثال مشاهده می شود که کلمه دموکراسی در لغت و فضای علمی به معنای حکومت مردم بر مردم ترجمه و رواج پیدا کرده است در صورتی که به دلیل حساسیت موضوع و عدم استفاده نابجا ضروری است در ترجمه ذکر شود که عوامل به وجود امدن این دیدگاه چه بوده است؟آیا خدا و وحی در حکومت دموکراسی جایگاهی دارند؟مشروعیت و مقبولیت حاکمان برگزیده چگونه است؟آیا انسان حق حکومت و تسلط بر دیگر انسانها و موجودات را دارد؟به چه واسطه - منطقی و مجوزی این حق تنفیذ می گردد؟تنظیم قوانین در حکومت دموکراسی توسط چه مرجعی صورت می گیرد؟آیا عقل خودبنیاد انسان یا اجتهاد و تطبیق عقل با دین؟...
یا کلمه لیبرالیسم که در آزادی ترجمه و مصطلح می گردد.باید در تشریح آن در فرهنگ لغات ذکر شود که آزادی از قید چه چیز؟حدود آزادی را چه کسی تعیین می کند؟انسان در این دیدگاه دارای چه نوع حق و تکلیفی است؟انسان و خدا چه جایگاهی دارند؟واژه لیبرالسیم در چه مقطع زمانی و به چه علت ایجاد گردیده شده است؟...
پیشنهاد می گردد مابقی واژگان که مربوط به مکاتب بشری است به همین روش ترجمه و به زبان فارسی تبدیل شوند.


  دیدگاه شما : [0] نظر  رای به مطلب :


لينک ثابت

تعداد بازديد : 5 بار

موضوع : مذهبی -

فهرست

دسته بندي ها

آرشيو ماهانه مطالب

آخرين ها

به روايت آمار

کل مطالب : 211

این سایت وابسته به مسجد ثامن الائمه الامام علی بن موسی الرضا علیه السلام - بوشهر - خورموج می باشد .
اين وب سايت توسط سايت ساز مهر شرکت نگاه روشن پارس توليد شده است