سایت اینترنتی مسجد امام رضا علیه السلام بوشهر - خورموج -اخبار ، سیاسی ، مذهبی ، فرهنگی ، دانلود صوت ، تصویر ، دانلود فیلم ، دانلود کل |
بسم الله الرحمن الرحیم"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
ارتباط با ما درباره ما صفحه نخست

آخرین مطالب ارسالی به سایت

پر بازدید ترین مطالب سایت

تاليف : نسرين صفوي زاده – گروه علوم اجتماعي استان
زينت شيران – گروه علوم اجتماعي ناحيه 5
اهميت وضرورت آموزش درس هاي علوم اجتماعي
برنامه ريزي درسي امري اجتماعي است . علاقه ها ، ارزشها ، ايدئولوژي ها ، اولويت ها ، كاركردها ومسووليت هاي متفاوت ، زمينه پويايي را تشكيل مي دهند كه فرايند برنامه ريزي درسي در آن زمينه انجام مي پذيرد . زايس مي گويد : تغيير برنامه درسي ، به معني تغيير انسان هاست وتنها با دستكاري هاي سازماني نمي توان به تغيير دست يافت . بنابراين هميشه هر نوع تغيير عوامل انساني احساسي وارزشي است (ملكي ،1380،97) از نظر تابا نيز برنامه درسي بيش از هر چيز نحوه آماده سازي نسل جوان يك جامعه به صورت افرادي سازنده ومفيد ، براي آن جامعه تلقي مي شود .

در نظام آموزشي همه جوامع ،‌برنامه ريزي درسي وتغيير آن از ضرورت هاي جامعه محسوب مي شود واين تغيير حاصل نمي شود مگر با مطالعه دقيق وضع موجود . كتاب درسي در نظام آموزش وپرورش به دلايل متعددي از اهميت برخوردار است از جمله:
-    كتاب هاي درسي در تعيين محتوا وخط مشي آموزشي اهميت زيادي دارند وكانون توجه تمامي دست اندركاران آموزش وپرورش هستند.
-    وجود نظام آموزشي متمركز كه در آن ، براي تمام كشور، يك برنامه ، يك كتاب درسي ويك نظام ارزشيابي در نظر گرفته مي شود ، مسائل متعددي را مطرح مي كند كه از جمله آنها افزايش بيش از حد نقش كتاب درسي در ايران است .
-    نامناسب بودن شرايط آموزشي ، مثل پر جمعيت بودن كلاس ها وكمبود يا فقدان وسايل كارگاهي وآزمايشگاهي ، استفاده بيش تر از كتاب را تشديد مي كند.
-    عدم مهارت كافي معلمان در شناخت هدف هاي آموزشي وكاربرد شيوه هاي مناسب تدريس ، باعث اتكاي بيشتر آنها به كتاب مي شود (يار محمديان ، 1377، 143)
كتاب هاي درسي علوم اجتماعي ومهارتهاي اجتماعي زندگي نوين
با توجه به نقش واهميت كتاب ، تحليل كتاب هاي درسي وارزشيابي صحيح از آنها با توجه به ساير عوامل موثر در كارايي آموزشي امكان قضاوت در مورد مطلوب بودن محتوا را فراهم مي سازد . هدف كلي درس هاي علوم اجتماعي جامعه پذير كردن افراد است . فرد جامعه پذير كسي است كه بتواند با ايفاي نقش هاي اجتماعي خود روابط اجتماعي سالمي با افراد جامعه برقرار كند. يكي از بخش هاي مهم جامعه كه افراد آشنا به وظايف وجامعه پذير شده را مي طلبد سازمانها وموسسات اجتماعي گوناگون جامعه هستند . سازمانها وموسسات اجتماعي براي تامين نيازهاي افراد جامعه به وجود آمده اند . بعضي از آنها به طور مستقيم با مردم در ارتباط هستند وبعضي هم روابط غير مستقيم دارند . آموزش وپرورش وظيفه دارد شهروندان جامعه را با سازمان هاي اجتماعي به خصوص آنهايي كه به طور مستمر به خدمت رساني مستقيم به مردم مشغول هستند آشنا سازد (‌ملكي  وانتظاري ،1372).
امروزه مدرسه داراي وظيفه سنگين پرورش اجتماعي افراد نيز هست . فردي كه به تحصيل مي پردازد نه تنها بايد بتواند از آموخته هاي علمي خود بهره برد بلكه بايد به عنوان يك شهروند به وظايف اجتماعي خود نيز عمل كند.
از يك سو مدرسه با استفاده از برنامه درسي به تعليم وتربيت افراد جامعه همت مي گمارد . برخي از اين
برنامه ها  با تربيت اجتماعي ارتباط پيدا مي كنند وشناختي از وضعيت طبيعي ، اقتصادي ، سياسي وفرهنگي از گذشته تا حال ارائه مي دهند . نوع قرار گرفتن اين درس ها در برنامه هاي درسي وچگونگي ارتباط آنها در تربيت اجتماعي دانش آموز نقش مستقيم دارد . از سوي ديگر ، فرد با ورود به مدرسه از طريق برخوردهاي اجتماعي كه با گروه هم سالان ، معلم ، ناظم ومدير در مدرسه دارد عملا مهارت هاي اجتماعي شدن را كسب مي كند.
نهاد آموزش وپرورش موثرترين نهاد در اجتماعي كردن افراد جامعه محسوب مي شود ونقش مهمي را به عهده دارد . عملكرد اشتباه اين نهاد روي ساير نهادهاي جامعه تاثير مستقيمي خواهد داشت . اگر مدرسه ها كاركرد اجتماعي كردن افراد را به درستي انجام ندهند ،‌افرادي به جامعه تحويل مي دهند كه نه تنها شهروندان وظيفه شناسي براي جامعه نخواهند بود بلكه به وظايف خود در آينده به عنوان پدر ومادر آگاهي نخواهند داشت وبستر مناسبي براي نابساماني هاي اجتماعي فر اهم مي سازند (با استفاده از :كبيري ، 1379).
در اين ميان در صورت هم خواني محتواي كتاب هاي فارسي با واقعيت هاي اجتماعي و در صورت هماهنگي روابط متقابل اجتماعي با مفاهيم مطرح شده در كتاب ها مي توان ادعا كرد كه مدرسه ها كاركرد اجتماعي كردن را به خوبي انجام مي دهند . بنابراين نهادهاي اجتماعي و عملكرد آن ها عامل موثري در چگونگي اجتماعي شدن افراد و نحوه ي عهده دارشدن نقش هاي حال و آينده ي آنان است و طبعاٌ نهادهاي اجتماعي به تدريج در سنين بالاتر بر افراد به طور مستقيم تاثير خواهند گذاشت . از ضرورت هاي اجتماعي شدن دانش آموزان زندگي اجتماعي آن ها با دوستان هم كلاسان و ديگران است كه در اين مجموعه فرد بايد بگونه اي رفتار كند كه باعث ناراحتي و رنجش ديگران نشود . و براي دستيابي به اين هدف بايد بياموزد چگونه و دركجا چه سخني را بگويد . به كارگيري اين شيوه به رشد اجتماعي دانش آموزان بستگي دارد و رفتار مناسب به خودي خود صورت نمي گيرد . عوامل موثر بر رفتار اجتماعي عبارتند از : خانواده  مدرسه هم كلاسان  معلمان و... كه در اين ميان معلمان به دليل نفوذ معنوي و ارتباط فراوان الگوها و سرمشق هايي در اختيار دانش آموزان قرار مي دهند به گونه اي كه دانش آموزان در تمامي رفتارهاي خود از ايشان تاثير مي پذيرند .خصوصاٌ دانش آموزان خردسال بيش از نوجوانان تحت تاثير گفتار و كردار معلم قرار دارند و كوچك ترين رفتار او از نظر دانش آموزان دور نمي ماند . چنانچه رفتار نامناسبي از وي سربزند موجب الگوبرداري نامطلوبي خواهد شد . فرصت ها و اوقاتي كه دانش آموزان اعم از كودكان و نوجوانان در مدرسه سپري مي كنند بيش ترين و بهترين لحظات عمر آن ها را تشكيل مي دهد . بنابراين همه مسئولان بايد به اين نياز و ضرورت اجتماعي شدن توجه ويژه اي داشته باشند . ( انصاري و ديگران 1379)
مهارت هاي اجتماعي
هدف از آموزش مهارت هاي اجتماعي در مدرسه آن است كه دانش آموزان بتوانند در جامعه عقايد خود را بيان و از نظرات خود دفاع كنند با دوستان هم كلاسان همسايگان ارتباط بگيرند و با آن ها هم دردي و هم فكري نشان دهند . مهارت لازم براي قبول مسئوليت نه گفتن در صورت لزوم نحوه ي استفاده از وسايل ارتباط جمعي خواندن سخن گفتن – نوشتن و ..... را كسب كنند و در جامعه نقش مشاركتي فعال داشته باشند . براي اين كه امروزه زندگي به استفاده از ابزارهاي خاص نياز دارد . بنابراين مهارت هاي اجتماعي را مي توان به سه گروه تقسيم كرد :
1-    مهارت هاي ابتدايي : اين مهارت حداقل آن چيزي است كه براي انجام فعاليت هاي گروهي لازم است و اگر دانش آموزان فاقد آن باشند قادر به كار نخواهند بود . اين مهارت ها عبارتند از : مسئوليت پذيري نظم و انضباط وظيفه شناسي هم دردي احترام به ديگران و ....
2-    مهارت هاي اجرايي : دانش آموزان با كمك اين مهارت مي توانند افكار عقايد و نظرات خود را به راحتي با ديگران در ميان بگذارند و بحث و تجزيه و تحليل آن ها بپردازند . در صورت لزوم از اين عقايد و نظرات دفاع كنند و يا به كمك ديگران اين نظرات را اصلاح و از دوستان خود به خاطر اين اصلاح قدرداني كنند .
3-    مهارت هاي پيچيده : دانش آموزان با استفاده از اين مهارت مي توانند با اعضاي گروه به توافق برسند و با اين كه از نظرات ديگران انتقاد كنند و به ارزيابي فعاليت هاي گروه بپردازند . در واقع با كسب اين مهارت يادگيري دانش آموزان به سطوح بالاتر حيطه ي شناختي هدايت مي شوند . تجزيه وتحليل نظرات اعضاي گروه  تركيب چند نظريه و ارائه ي يك نتيجه ي واحد از جمله اي اين موارد است ( انصاري و ديگران 1379 ) .
مهارت هاي ارتباطي
بخش عمده اي از مهارت هاي اجتماعي مهارت هاي ارتباطي هستند كه به دليل اهميت و ارتباط آن ها با كتاب هاي علوم اجتماعي به طور نمونه به آن ها مي پردازيم . امروزه همه ي جوامع نياز دائمي و بيش از پيش به آموزش وپرورش را تصديق كرده اند و بر اين امر واقفندكه تحقق جامعه پذيري فرهنگ پذيري نظم اجتماعي و توسعه ي پايدار جز از طريق آموزش حاصل نخواهد شد . و همانگونه كه اگوست كنت مي گويد : تعليم و تربيت بايد عام باشد . نه فقط عقل و انديشه را بپرورد ، بلكه از آن جهت كه نهاد اجتماعي و ابزار كارجامعه است ، بايد تفاهم و هم دلي با ديگر ابناي نوع را توسعه داده و تقويت كند كه جز با آموزش مهارت هاي ارتباطي ( فردي ، ميان فردي ، كروهي و جهاني ) حاصل نخواهد شد.
نهادهاي اجتماعي ، از جمله نهاد آموزش و پرورش ، بايد زمينه هاي لازم را براي اعضاي خود در خصوص برقراري ارتباط صحيح با محيط به منظور ايجاد ارتباط با افراد مهيا كند . دانش آموزان به عنوان اعضاي جامعه بايد بدانند، در جامعه اي كه در آن زندگي مي كنند ، چگونه نقش هاي خود را به نحو احسن ايفا كنند .
ارتباط و مهارت هاي ارتباطي و نقش آن در زندگي اجتماعي از جمله مباحث مورد توجه جامعه شناسان ، روان شناسان و متخصصان علم ارتباطات است . از منظر روان شناسي ، ارتباط با ديگران ، از مقوله ي مهارت هاي اجتماعي محسوب مي شود .
مهارت ارتباط فردي و ميان فردي
هوش عاطفي ، از جمله مفاهيمي است كه به مجموعه ي گسترده اي از مهارت ها و استعدادهاي فردي و مهارت هاي ميان فردي اشاره دارد . ماير (1993) ، هوش عاطفي را توانايي درك و فهم چگونگي بروز يا كنترل عواطف و احساسات خود مي داند . گلمن (1995) . مفهوم هوش عاطفي را به صورت گسترده تري در نظر مي گيرد كه شامل : خوش بيني ، هوشياري ، انگيزش ، خودنظم دهي ، هم دلي ، هم دردي ، كفايت و شايستگي اجتماعي است . او بر اين باور است كه هوش عاطفي بر     پنج مهارت را در بر مي گيرد : شناخت احساسات خود ، كنترل احساسات ، ترغيب خود ، شناسايي احساسات ديگران و تنظيم روابط خود با ديگران .
لووگلياوهاوزر ( 1996) در تحقيق خود در باره ي ( عكس العمل هاي احساسي و پايگاه در گروه ها ) براساس تكنيك آزمايش ، به نتايج جالبي رسيدند . آنها معتقدند كه احساس و پايگاه ، دو عنصر مهم در روابط متقابل انسان ها در گروه هستند .
لاورويون ( 1998 ) در مطالعه ي خود تحت عنوان ( ساختار شبكه و احساس در روابط متقابل ) به اين نتيجه رسيدند كه انسان ها وقتي در شبكه ي روابط اجتماعي با هم ارتباط متقابل برقرار مي كنند ، احساس مثبت به دست مي آورند . اگر روابط بين انسان ها دچار اختلال شود ، به تدريج احساس مثبت متقابل از بين مي رود . آنها براساس تئوري همبستگي ارتباطي نظرياتي را در زمينه ي ارتباطات مطرح كرده اند .
مهارت ارتباط گروهي
 جرج هربرت ميد ( 1929 ) ، از جامعه شناسان معروف ، مكانيسم اجتماعي شدن انسان را با تحليلي از توسعه خود در انسان ، نشان مي دهد . از ديد او ، مفهوم خود در فرد ، به دليل ارتباطات اجتماعي وي شكل مي گيرد و توسعه مي يابد . من مفعولي ( اجتماعي ) ، مجموعه اي از رفتارهاي شكل گرفته ي ديگران است كه فرد آموخته است . به اين ترتيب من مفعولي ، مكانيزم هم نوايي و كنترل اجتماعي است . ( اچ ترنر وبيگلي ، 1370 )
از ديدگاه كنش متقابل نمادي ، انسان به عنوان كنشگر ، ناگزير از ارتباط با ديگران است . تمامي اشكال كنش متقابل و تا حد وسيعي كنش اجتماعي از جانب كنشگران اجتماعي ، مستلزم فرستادن و گرفتن پيام هستند كه نمادها در اين مورد ، دو كاركرد اساسي را ايفا مي كنند : كاركرد ارتباط و كاربرد مشاركت فرد نيز در دوران نوجواني در مرحله ي فشرده ي اجتماعي شدن ، دوره ي جديدي از كنش هاي متقابل و ارتباطات جديد را درك مي كند كه لازمه ي موفقيت او در جامعه ، اخذ فرهنگ ، يكانگي فرهنگ با شخصيت و تطابق با محيط اجتماعي است كه جز در سايه ي ارتباط حاصل نخواهد شد . ( گي روشه ، 1374) .
مهارت ارتباط جهاني
نهادهاي آموزش و پرورش در جوامع امروز ، ابزارهاي مهم تحقق هدف ها و مقاصد اجتماعي ، سياسي و اقتصادي محسوب مي شوند كه به شدت تحت تاثير رويكردهاي نظام جهاني قرار دارند . با توجه به هدف مدرسه كه آ«اده سازي كودكان ونوجوانان براي زندگي درجامعه است ، انتظار مي رود كه مدرسه با تغييرات اجتماعي ، سياسي و اقتصادي در سطح ملي و بين المللي هم سو و هم جهت باشد . در غير اين صورت ، منسوخ خواهد شد و آموزش هاي غير رسمي و فراملي جاي آن را خواهد گرفت .
جوان امروز در آستانه ي ورود به خانواده ي بزرگ جهاني ، در حال خروج از فردگرايي و انزوا ، با انبوهي از اطلاعات ، دنيايي متغير ، ارزش ها و هنجارهاي متزلزل ، تضادهاي گروهي ، تعارض بين نسلي و .... روبه روست كه بايد از طريق آموزش ، به ويژه از طريق كتاب هاي علوم اجتماعي ، براي دگرگوني آماده شود . آموزش در جهت تقويت رفتارهاي عقلاني ، حس هم دردي نسبت به انسانيت ، تقويت احساس هويت ملي ، پرهيز از قضاوت هاي قالبي و كليشه اي ، كسب تصويري واقعي از دنياي خارج و نهايتاً ، آموزش جهانوندي در سه سطح شناختي ، مهارتي و نگرشي بايد صورت گيرد .
نتيجه گيري
چالش ها
فلسفه ي تعليم و تربيت در دو دهه ي اول قرن بيست و يكم ، متاثر از فلسفه ي اجتماعي سياسي ملهم از شرايط شتاب تصادي در تغييرات اجتماعي و انتقال اطلاعات ، نزديك شدن نسبي فرهنگ ها به يكديگر ، شتاب در تاثيرگذاري فرهنگي بر فرهنگ ديگر و ظهور قطب هاي بزرگ فرهنگي و كاهش بار خرده فرهنگ ها سهولت در ارتباطات جهاني وملي ، تحقق نسبي جهاني سازي در عرصه ي اقتصادي اجتماعي فرهنگي است . در چنين شرايطي ، به تدريج مفاهيم اساسي تعليم و تربيت در حال باز تعريف هستند . سواد ، علم ، تدريس ، يادگيري ، معلم ، مدرسه ، محتواي درس و ساير مفاهيم آموزش و پرورش در حال احراز تعريف هاي جديدي هستند . در اين دو دهه ، احتمالاً تعريف سواد و بي سوادي با تعاريف متعارف ، متفاوت خواهد بود و شاخص با سوادي ، به قدرت بهره گيري از رسانه هاي ارتباطي خاص ، همانند : رايانه و اينترنت مربوط مي شود( جويباري 1380 )
در اين عصر ، ديگر مدرسه و نظام آموزش و پرورش كم تر قدرت و فرصت آن را خواهند داشت كه آنچه را دانش آموز ياد مي گيرد ، كنترل كند . محتوا از گذرگاه هاي متفاوتي در اختيار نسل دانش آموز قرار مي گيرد و او خود در انتخاب مسير اخذ اطلاعات ، روش دستيابي به آن و اطلاق مقبوليت به محتوا ، ايفاي نقش خواهد كرد . اگر چند دهه روش يادگيري فعال ، اكتشافي و كودك مدار در فلسفه ي تعليم و تربيت موضوع بحث نظريه پردازان بوده است ، در عصر جديد ، عملاً گريز از خود يادگيري توسط دانش آموز اجتناب ناپذير خواهد بود .
در اين عصر، معلم با انبوه والديني مواجه است كه از نظر سطح معلومات ، دانش ، مهارت ، و بينش يادگيري لااقل با او برابري مي كنند . تا پايان سال 2010 ، احتمالاً نسبت جمعيت دانش آموخته ي عالي در كشور ما ، قريب پانزده درصد جمعيت بالغ خواهد شد . دانش آموز با روش يادگيري ، دانش ، مهارت ها  و بينش هاي جديدي مواجه مي شود و در پرتو آن ها ، احتمالاً مفهومي به نام اقتدار علمي معلم ، رنگ خواهند باخت . ( كاكوجويباري 1380 )
طي دو دهه ي آتي در كشور ما ، فناوري نوين ارتباطات به سرعت مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت و انتظار مي رود اينترنت در پايان دهه ي اول اين قرن ، وسيله اي همه گير و مورد نياز مردم شود. بر پايه ي همين تحولات در حوزه ي فناوري ارتباطات در كشور ما ، نيازها و انتظارات جديدي از آموزش و پرورش شكل خواهد گرفت .
راهبردهاي عام :
راهبرد اول اين كه آموزش و پرروش با اقبال به فناوري نوين ارتباطات ، خود را با تحولات جهاني و ملي هم سوكند . دومين راهبرد اين كه به جاي روي آوري به فناوري جديد ارتباطات ، با شناخت خصيصه ها ، ويژگي ها و روح زمانه ي جديد ، به ارائه ي پيش فرضيه هاي فرهنگي و نگرشي جديد در حوزه ي آموزش وپرورش بپردازد .
در راهبرد اول ، اختصاص منابع مادي و معنوي پرهزينه است و ارزشيابي مفيدي به دست نمي آورد . بر
پايه ي راهبرد كلان دوم ، براي تامين پيش آيندهاي فرهنگي و نگرش عصرجديد ، بزرگراه هاي اطلاعاتي ، ساختار مديريتي ، ساختار و قوانين آموزش و پرورش و نگرش به يادگيري و يادگيرنده با حفظ هويت اسلامي و ملي ، بايد با نيازهاي دوره ي جديد هم ساز شوند و براي رسيدن به هدف هاي استفاده از بزرگراه هاي اطلاعاتي و اينترنتي مي توان ، كتابخانه هاي كلاسي ، كيت هاي آموزشي ، مجلات آموزشي و علمي ، فرهنگ مصور و فرصت هاي كتاب خواني را در نظر گرفت ( كاكوجويباري 1380 )
راهبردهاي خاص
در زمينه ي برنامه ي درسي علوم اجتماعي در مدرسه ها به منظور دستيابي به هدف شهروند ملي و جهاني و آموزش مهارت هاي اجتماعي و در نهايت زندگي مطلوب با توجه به مسائل نوين زندگي ، در ادامه راهبردهايي در زمينه ي اصول انتخاب محتوا ، روش هاي ياددهي – يادگيري ، شيوه هاي ارزشيابي و ويژگي هاي معلم براي تدريس بيان مي شود :
الف) محتواي برنامه ي درسي علوم اجتماعي بايد :
1- اعتبار داشته باشد 2- با نيازها ، علاقه ها و توانايي هاي دانش آموزان هماهنگي داشته باشد 3- روزآمد باشد 4- با زمان آموزش تناسب داشته باشد 5- با شرايط اقليمي ، اجتماعي و فرهنگي متناسب باشد 6- دانش آموز را به آينده اميدوار كند 7- با سياست هاي ملي و جهاني همسو باشد  8- دچار تعارض مفهومي نباشد.
ب ) در روش هاي يادهي – يادگيري ، طرح فعاليت هاي متنوع فردي و گروهي بايد :
1- مبتني بر استفاده از روش هاي فعال تدريس باشد .
2- بر پرورش خلاقيت دانش آموزان تاكيد كند.
3- بر كسب و پرورش مهارت هاي ضروري زندگي متمركز شود .
4- همراه با ارائه ي مثال ، نمونه ، مسائل اجتماعي ، فعاليت هاي متنوع فردي و گروهي .... با تاكيد بر اصل يادگيري مشاركتي و .... باشد .
ج ) در شيوه هاي ارزشيابي ، هدف ها در سه حيطه ي « دانش ، مهارت و نگرش » طرح شوند . به علاوه ، ش يوه هاي ارزشيابي بايد :
1- با هدف هايي آموزشي در سه حيطه ي دانستني ها ، مهارت ها و نگرش ها و ساير عناصر برنامه ،؛ از جمله رويكرد برنامه متناسب باشند .
2- از ساير شيوه ها ، كارايي بيشتري داشته باشند .
3- به تناسب ماهيت هدف ها و ساير عناصر برنامه ، از تنوع برخوردار باشند .
از ويژگي هاي روش جديد آموزش درس هاي علوم اجتماعي اين است كه در آن ، علاوه بر توجه كافي به كسب دانش ، بر كسب مهارت ها و ايجاد نگرش ها و ارزش ها از طريق فعاليت هاي فردي با گروهي تاكيد بسياري مي شود . بنابراين ، ابزارهايي مانند امتحان كتبي به تنهايي ابزار مناسبي براي تعيين ميزان تغيير در رفتار فراگيران نيستند . معلمان لازم است با مشاهده ي فعاليت هاي فراگيران در كلاس درس و يا در طول سال تحصيلي ، و به كمك وسايل و ابزارهاي مناسب مانند « سياهه ي رفتار » و يا نمونه ي فعاليت هاي عملي فراگيران را به صورت فردي يا گروهي امتحان و ارزيابي كنند .
د ) ويژگي هاي معلم براي تدريس عبارتند از :
1- صلاحيت هاي شناختي
- آگاهي از هدف هاي غايي و هدف هاي كلي و اصول تعليم و تربيت
- آگاهي از مفاهيم علمي كتاب و اطلاعات جانبي مربوط به آن ها و تسلط بر موضوع درس
- آگاهي از شيوه هاي ارزشيابي و شيوه هاي فعال تدريس در علوم اجتماعي و داشتن شناخت كافي در اين زمينه
- شناخت ويژگي هاي دانش آموزان ( جسماني ، عقلاني ، عاطفي و .... )
- آشنايي با مهارت هاي اجتماعي و گسترش آن ها در فرايند يادگيري و .....
2- صلاحيت هاي عملكردي
- مهارت درطراحي آموزشي : طرح درس روزانه و سالانه
- مهارت در انجام پژوهش هاي لازم در فرايند تدريس : اقدام پژوهي و ..
- مهارت در تقويت روحيه و ايجاد انگيزه و شوق به يادگيري در دانش آموزان
- مهارت در كار با نرم افزارها ، اينترنت و ....
3- اخلاق حرفه اي
- داشتن روحيه ي تعلق خاطر به علم و رشته ي مربوطه
- داشتن روحيه ي استفاده از روش هاي متفاوت تدريس به تناسب محتوا
- داشتن روحيه ي ايجاد مشاركت و رقابت سالم در كلاس درس و واداشتن فراگيران به فعاليت هاي گروهي
- داشتن روحيه ي نوآوري و خلاقيت
- داشتن روحيه ي مداراي اجتماعي
- پرهيز از سوگيري هاي شخصي و ....
4- ويژگي هاي عمومي
- داشتن شوخ طبعي ، و فعال ، پرحرارت و شاداب بودن و انتقال آن ها به دانش آموزان
- داشتن عزت نفس و خويشتن داري
- آراستگي ظاهر و دارا بودن قدرت بيان و ايجاد ارتباط موثر با دانش آموزان و ...

  دیدگاه شما : [0] نظر  رای به مطلب :

موضوع : اجتماعی -

تعداد بازديد : 34 بار

لينک ثابت

موضوعات سایت

در انتظار ظهور [1]
ولایت فقیه [8]
زندگی نامه [24]
احکام شرعی [1]
مذهبی [78]
سیاسی [6]
فرهنگی [2]
اخبار [8]
اجتماعی [57]
دایره المعارف [0]
علمی [2]
مقالات [8]
هنری [0]
خانواده [0]
پزشکی و سلامت [29]
دانش و فناوری [10]
فلسفه [1]
تغذیه [4]
ریاضیات [1]
تاریخی [0]
جغرافیا [0]
معرفی مناطق [0]
گالری صوت (صدا ) [3]
ادبیات [1]
گالری فیلم (ویدئو ) [0]
ورزش [0]
خدمات [0]
پیوندهای سایت [0]
تبلیغات در سایت [0]
معرفی سایت های اینترنتی [0]
حکایت ها و حکمت ها [0]
سوالات و پاسخ های مذهبی [1]
نهج البلاغه [3]
پیامک ( اس ام اس ) [2]
داستان [2]
یاد یاران [0]
معرفی کتاب [3]
تقویم ماه های قمری [1]
شخصیت ها [0]
آیت الله دشتی نجفی [12]
گالری عکس [0]

آرشیو ماهانه مطالب سایت

سایت های برگزیده

همکاران ما

به روایت آمار

کل مطالب : 279

پیگیری مطالب

این سایت وابسته به مسجد ثامن الائمه الامام علی بن موسی الرضا علیه السلام - بوشهر - خورموج می باشد .
اين وب سايت توسط سايت ساز مهر شرکت نگاه روشن پارس توليد شده است
design by : Mohammad Amin Teymoori